الفيض الكاشاني
265
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كمك كند جز با زحمت طولانى به محل خارش آگاه نخواهد شد . خداوند همهء اين تواناييها را به هنگامى در نطفه قرار داد كه آن در اندرون رحم و در ميان ظلمات سه گانه بود ، و اگر پردهها و پوششها رفع و بدان نگريسته شود ديده خواهد شد كه شكل گيرى و صورت بندى اندك اندك در آن ظاهر مىشود در حالى كه نه صورتگر ديده مىشود و نه آلت صورتگرى او . آيا هيچ صورتگر و به جا آورندهء كارى را ديدهاى كه بى آن كه در مصنوع خود آلتى به كار برد و برخوردى با آن داشته باشد در آن تصرف و اعمال قدرت كند . پس منزه است خداوندى كه چقدر شأنش بزرگ و برهانش آشكار است . سپس به كمال قدرت و رحمت او بينديش در هنگامى كه كودك بزرگ و رحم برايش تنگ مىشود چگونه راه را به او مىنماياند تا مانند خردمندى كه به نيازهايش آگاه است سر و ته كند و به حركت درآيد و گذرگاه طلبد تا از آن تنگناى بيرون آيد . سپس هنگامى كه از آن بيرون آمد و به غذا محتاج شود چگونه او را هدايت فرموده تا سر پستان را به دهان گيرد ، پس از آن چون بدن كودك سست و ضعيف است و نمىتواند غذاهاى سنگين را تحمل كند براى او شير لطيف آفريد كه از ميان سرگين و خون ، خالص و گوارا بيرون آورده مىشود . و نيز بينديش چگونه خداوند پستانها را آفريده و در آنها شير گرد آورده و در سر آنها نوك رويانيده به اندازهاى كه دهن كودك آن را فرا گيرد و بر آن منطبق مىشود . آنگاه در نوك پستان سوراخى بسيار تنگ باز كرده كه شير تنها پس از مكيدن بتدريج از آن خارج مىشود ، چه كودك طاقت بيش از اندكى از آن را ندارد . آنگاه چگونه خداوند مكيدن را به او ياد داده تا به هنگام شدت گرسنگى شير بسيار از آن مجراى تنگ بيرون آورد . سپس به مهر و رأفت خداوند بنگر كه چگونه آفرينش دندان را تا دو سال به تأخير انداخته است زيرا كودك در دو سال اول عمر جز با شير تغذيه نمىشود و از دندان بى نياز است . و چون بزرگ شود شير كه خوراكى ضعيف است موافق حال او نيست و به طعامى قوى نياز دارد و چنين طعامى نيز محتاج جويدن و آسيا كردن است ، از اين رو در اين هنگام كه نياز دارد نه پيش از آن و نه ديرتر از آن در او دندان رويانيد . آرى منزه از هر عيب و نقص است خداوندى كه اين استخوانهاى سخت را از ميان لثههاى نرم بيرون مىآورد . سپس دل پدر و مادر را بر او مهربان ساخت تا در وقتى كه كودك از رسيدگى به حال خويش ناتوان است به تدبير امر او قيام كنند ، و اگر خداوند اين مهر و محبت را بر دل آنها چيره نمىكرد بى شك كودك در تدبير نفس خويش از هر كس ناتوانتر بود . سپس بنگر چگونه خداوند بتدريج قدرت و تميز و عقل و هدايت را روزى او مىكند تا آنگاه كه بالغ مىشود و رشد مىيابد ، سپس به حدّ